گراش نکاتی در مورد نگهداری ماهی قرمز گراش
در فرهنگ ما ایرانی ها ماهی های قرمز یا به قول قدیمی ها , ماهی گُلی , جایگاه خاصی داره و مورد علاقه بیشتر مردم ماست . هر چند ورود ماهی قرمز به سفره های هفت سین سابقه باستانی نداره و رسمی چند صد ساله ست , ولی با اینهمه زیبایی این ماهی و رنگهای متنوع اون باعث حضور دائمیش در سفره هفت سین شده و حتا در خارج از کشور هم ایرانیان سعی میکنن حتمن یک ماهی بخرن .

این را در نظر بگیریم که فقط کمی آگاهی و مراقبت از این موجودات دوست داشتنی و بیگناه میتونه هم یک سرگرمی برای شما باشه و هم جونشون رو نجات بده :
- موقع خرید این ماهی ها , اگر ماهی های سالم رو انتخاب کنید به نگهداریشون کمک زیادی کردین و هم اینکه پولتون رو دور نریختین . ماهی هایی سالم هستن که در طبقه میانی آب قرار دارن و فرز و چالاک هستن و باله های شنای اونها کاملا بازه و تنشون هیچ لکه و زخمی نداره . از ماهی فروش هایی که یه خروار ماهی رو چپوندن توی هم و آب کثیفی دارن , ماهی خریداری نکنید !
- نوع تغذیه این ماهی ها خیلی راحته و همه چیز خوار هستن ولی باید نکاتی رو در غذا دادن به اونها رعایت کنید . اولین نکته اینکه غذا دادن زیاد و بیش از اندازه ماهی رو چاق و بیمار میکنه ! پس بهتره کمتر بهشون غذا بدید ! از گلوله های خمیر نون تا ماکارونی و سبزیجاتی مثل اسفناج پخته و زرده تخم مرغ پخته , همه چی میخورن . برای جلوگیری از ضعف و لاغری ماهی روزی فقط یکبار بهشون بمقدار خیلی کم غذا بدین . برای مثال فقط دو گلوله کوچک خمیر نان برای هر ماهی کافیه !
- راز نگهداری طولانی مدت این ماهی ها اینه که تُنگشون توی منزل باید در جایی خنک باشه . نکته بسیار بسیار مهم دیگه اینه که هرگز از آب تازه برای عوض کردن آب تُنگ استفاده نکنید ! این کار باعث مرگ سریع ماهی میشه و 90% دلیل مرگ و میرهای این ماهی ها استفاده از آب تازه لوله کشی برای تعویض آب اونهاست . ساده ترین کار اینه که شب قبل یک سطل یا ظرف رو آب کنید و بذارید کنار و صبح از اون آب برای پر کردن تنگ استفاده کنید . با این روش میتونید تا سالها ماهی هاتونو نگهداری کنید .
- از ریختن سنگ یا ماسه های ریز یا سکه در داخل تنگ جدن خودداری کنین . این ماهی ها ذاتن کف خوار هستن و عادت به بلعیدن ماسه دارن . ریختن سنگ باعث میشه غذاها در لای سنگ ها قرار بگیره و آّب کدر بشه و تولید گازهای سمی کنه و یا ماسه های ریز توسط ماهی بلعیده بشه و باعث انسداد روده در ماهی و مرگش بشه !

و نکته آخر اینکه از رها کردن این ماهی ها در رودخونه ها و یا کانال ها و مسیل های آب خودداری کنید چون این ماهی ها , ماهی های آبهای راکد هستن و بادکنک های شنای اونها در آب پر تلاطم و آبهای جاری میترکه و باعث مرگشون میشه . اگر میخواهین ماهی ها رو توی حوض یا استخر پارک ها رها کنید توی حوض هایی بندازید که بزرگ باشه و آب اونها دائم تعویض نشه و فواره نداشته باشه !
ديشب ، پس از مدتها موفق شدم يكي از سخنراني هاي رهبر انقلاب را بطور كامل از تلويزيون ببينم. اين سخنراني در اجتماعِ عظيم و پرشورِ دانشجويانِ استان فارس انجام مي شد.

عمده بحثِ اين بزرگوار، در مورد« قضاوت درباره عملكرد انقلاب اسلامي » بود كه بحثي كاملا به جا و به روز و شجاعانه اي بود. ايشان قضاوتِ صحيح در اين باره را نيازمند نگاهِ كلان به اهداف ، موانع دروني و بيروني ومسير طي شده جمهوري اسلامي دانستند و اهداف و آرمانهاي اوليه انقلاب را اينگونه برشمردند : ساختن ايراني مستقل ، آزاد ، بر خوردار از ثروت و امنيت و پيشتازدر زمينه علم و توسعه. بنظرم جالبترين قسمت از صحبتهاي ايشان ، بر شمردنِ موانعِ دروني انقلاب بود كه در آن به نقدِ مردم و مسئولين پرداختند . مشكلاتي همچون ضعفهاي فكري و عقلاني ، آسان پنداري ، آماده نبودن براي مقابله با مشكلات ، عادتها و تربيتهاي غلط ، بد فهميدنِ دستورات و مفاهيمِ ديني و برخي عقايدِ خرافي.

بهر حال ، صحبتهايي كاملا عقلانی و منطقي بود . نمي دانم تا به حال سعي كرده ايد كه يكي از سخنراني هاي ايشان را بطور كامل بشنويد يا نه ؟ ( البته بنده اين توفيق را داشته ام كه سالها پيش - از نزديك - پاي يكي از سخنراني هاي ايشان بنشينم و استفاده كنم ( تهران 81) . )
شيوايي و لحنِ كلامِ ايشان، مثال زدنيست. اطلاعات عمومي ايشان در مورد مسائل مبتلا بهه روز ، مسائل سياسي ، مسائل اقتصادي ، علم و ادب...... شگفت انگيز است .

هيچگاه نمي توانيد در سخنانشان ، حتي رگه اي از شعار گرايي و صحبتهاي احساسي و دور از منطق پيدا كنيد.
مشكلي كه خيلي از مسئولين ما- از جمله رئيس جمهور محترم – به آن مبتلا هستند ( مثلا در حالي كه ما در حل مشكل گرجه و باد مجانِ اين ملت وامانده ايم، سخن از مديريتِ جهان گفتن ، جز يك حرفِ بيهوده و خنده دار نيست اصلا آدمي ، مي ماند که بخندد يا بگريد؟!) .
اي كاش ، اعتدال ، تقوا، روشن بيني و زندگي ساده اين سيد بزرگوار و خانواده شان ، الگويي مي شد براي سايرِ مسئولين.
آيا هيچ از خود پرسيده ايد كه چرا هيچوقت اسمي از فرزندانِ ايشان برده نمي شود؟ بنظرتان آيا ايشان هم مانند ساير مسئولين، اين قدرت و اختيار را نداشته و ندارند كه فرزندان و بستگان خود را در پست ها و مسئوليتهاي مختلف بگمارند تا مثل بقيه آقا زاده ها ، خادمِ اين ملت باشند؟!
كاش همه مثل تو بودند ........

