تبليغاتX
گراش شهر من : يادداشت هاي محمد فرهمند

 حسين بيشتر ازآب   تشنه لبيك بود   اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند               

         اندر حكايت انتخابات اخير         

   گويند وقتي گاوي سر بدرون خمره برد و بيرون کردن نتوانست ، مردمان در کار او فرو ماندند و بر حسب عادت و رسم ، به عقل غضنفر توسل جستند . غضنفر گفت : سر گاو را ببريد ، بريدند . سر به ميان خم افتاد . گفت اکنون خم نيز بشکنيد !

  بنظر مي رسد برادران اصلاح طلب و غيره ، با ادامه ي اين وضعيت مجبور شوند خم نيز بشكنند  و در واقع يعني اين همه هياهو و هزينه ، براي هيچ .      ببينيد ، وضعيت انتخابات مطمئنا" از دو حالت خارج نيست : يا تقلب شده يا تقلب نشده ! . اگر مثبت و منطقي به قضيه بنگريم بايد بپذيريم كه تقلب نشده . كه در اين حالت ، حرف و اعتراض ، توجيهي ندارد و كرسي رياست جمهوري حق مشروع و قانونيه آنهاست . اما اگر با ديد ترديد به اين قضيه بنگريم و معتقد باشيم كه تقلب صورت گرفته ، در اين صورت هم معتقدم اين كرسي حق مسلم و منطقي آنهاست !  چرا كه جماعتي كه توانسته باشد در اين عصر ارتباطات و اطلاعات ، اينچنين انتخابات را به نفع خويش مهندسي كند بگونه اي كه حتي سرسخت ترين منتقدين و معتقدين به تقلب نيز از ارائه ي مدارك محكمه پسند و عقلاني عاجز بمانند مطمئنا" اينان از هر جماعتي ديگر براي اداره ي اين مملكت پر پيچ و خم ، شايسته ترند .    شخصا" نيز معتقد به تقلب گسترده و تاثير گذار ( آن هم در قرن بيست و يكم ) نيستم و آن را تقريبا" ناممكن و بعيد مي دانم ...

 

2 نوشته شده در  88/04/04ساعت 21:38  توسط محمد فرهمندفر |