یادی از شهدایی که فراموش شدند
چند وقتيست که درگير خواندن کتابي به نام " دا " شده ام . ذکر خيرش را شنيده بودم و وقتي هم در جايي خواندم که اين کتاب ، يکي از کتاب هاي مورد علاقه ي رهبريست ، بيشتر ترغيب شدم تا در پي آن باشم . آخه وقتي رهبرِ يک مملکت ، با اين همه دغدغه هاي فکري ، کاري و مسئوليت هاي خطيرش ، براي خواندن يک کتاب 800 صفحه اي از يک نويسنده ي گمنام ، وقت مي گذارد ، قطعا" آن کتاب ارزشِ خواندنش را دارد . کتاب را خيلي اتفاقي توي ويترينِ يکي از کتابفروشي هاي خيابان انقلابِ تهران ديدم و بي معطلي آن را خريدم .

" دا " اسمِ مادرِ سیده زهرا - راوی داستان ـ است
" دا " روايتِ خاطراتِ سيده زهرا حسيني از سالهاي محاصره ی خرمشهر توسطِ برادرانِ عراقيمان است . این دختر 17 ساله ساکن خرمشهر ، وقايع روزهای اولِ جنگ را چنان زيبا و شفاف تعریف می کند که با تمام وجود احساس مي کني انگار در آن زمان ، آنجا حضور داشته اي .

روزنامه ها : قبرستان ها مکانیزه می شوند
اين کتاب ، روحِ آدم را بدجوري چنگ ميزند. در سراسر داستان ،با سيده زهرا همذات پنداري مي کني ، با غمهایش غمگین می شوی و با شادی هایش شاد . لحظه ی وداع با پدرش چه احساسِ عجيبي دارد..... و تو هم با سيده زهرا احساس ميکني پدر ديگر برنميگردد ... از مظلوميتِ خرمشهر و خرمشهري ها بُغض مي کني . از رشادت ها و دليري هاي مردماني مي نالي که بي دفاع و بي سلاح ، يک ماه ، خرمشهر را نگاه داشتند . از خيانت ها ميشنوي .
در قسمت هايي از داستان که سيده زهرا ، روزهاي شهادتِ علي - برادرش - را روايت مي کرد ، غبارِ غم و اندوه ، دلم را فرا گرفته بود . باور کنيد احساس مي کردم من هم داغدارم . انگار من هم قسمتي از داستان شده بودم ...
وقتی زمان نمی گذرد
خدا نگهش داره انشاءاله مادر بزرگ رو . همین چند روز پیش بود ، هی به موبایلش نگاه می کرد و می خندید . بهش گفتیم چیه می خندی مادر جان ؟ گفت : " اس ام اس برام اومده " . گفتیم خب بگو ما هم بخندیم .
گفت : " نمی دونم کیه ، ولی هی می فرسته : Battery Low ! "

کلا" پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها آدم های جالبی هستند . معدن صفا و سادگی اند . هیچوقت اون جمله ی آخریه پدربزرگم رو فراموش نمی کنم که با حالتی از ناامیدی و استیصال به من گفت : " پسرم ، هر وقت کسی رو دیدی احساس کردی میخواد با تمام وجود ، بغلت کنه ، و فقط تو می بینیش ، زبونت بند اومده ، صدایی نمیشنوی و زمان نمیگذره ، مطمئن باش اون عزراعیله . "

