تبليغاتX
گراش شهر من : يادداشت هاي محمد فرهمند

 حسين بيشتر ازآب   تشنه لبيك بود   اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند               

               گراش  گراش لیله القدر خیر من الف شهر  گراش        

   باز هم شب های قدر تو فرا رسید ... خدایا روزهایت چقدر زود می گذرند ...

             

چگونه فراموش کنم شب قدر پنج سال پیشت را ... آن شب دوباره مرا متولد کردی ، دوباره ، پاک پاک ... زلال زلال مثل آب ... سبک و راحت مثل پر کاه ...  ولی باز هم همه چیز خراب شد ...خرابش کردم ...

 

2 نوشته شده در  86/07/10ساعت 21:30  توسط محمد فرهمندفر |