در آغازین روزهای سال 82 بود که به همراه یک گروه 27 نفره بازدیدی از نیروگاه اتمی بوشهر داشتیم . این گروه از سراسر کشور انتخاب شده بودند و اکثریت آنها را جوانان تحصیل کرده و ؟ تشکیل می دادند و از استان فارس نیز بنده (؟) و یکی از پزشکان جوان بیمارستان نمازی به این جمع دعوت شده بودیم . برنامه ها، آموزشها و بازدیدهای مختلفی برای این گروه در نظر گرفته شده بود و قرار بود از این جمع، 6 نفر به کشور سوئیس و 6 نفر نیز به عربستان و ارمنستان اعزام شوند . ( وارد جزئیات این قضیه نمی شوم. )

حافظه ی خوب و قابل تعریفی ندارم و جزئیات خاصی از آن روزها را بیاد ندارم .
در یک بعد از ظهر پائیزی ، از کمپمان به سمت نیروگاه حرکت کردیم .
عکسی ماهواره ای از سایت نیروگاه اتمی
نیروگاه ، خارج از شهر بود و بعد از دقایقی و شاید ساعتی به آنجا رسیدیم . اولین نکته ای که برایم جالب بود و البته جای سئوال داشت ، این بود که چرا همچین مجموعه ی حساسی کنار جاده ی اصلی قرار دارد ؟

در طول این مسیر، گنبد های سفید رنگی بطور پراکنده ساخته شده بودند که بی شباهت به گنبد سفید رنگ و معروف نیرو گاه هسته ای نبود و شاید آن روزها با آن عقل ناقصم این گونه فکر می کردم که اینها برای گمراه کردن هواپیماهای دشمن ساخته شده اند !

ضد هوایی ها و نظامیانی که در طول این مسیر مستقر شده بودند همه نشان دهنده ی این بود که ما به نیروگاه نزدیک می شویم. سربازهای خندان و بی خیالی را که در این سنگرها می دیدیم ما را به زندگی امیدوارتر می کرد . به خود می گفتم خدایا ! یعنی اینها قرار است از نیروگاه با ارزش ما دفاع کنند؟ با این امکانات و تجهیزات؟!
در همان لحظه ورود ، ما را از هرگونه عکس برداری و استفاده از دوربین منع کردند.گنبدِ با شکوه نیروگاه در لحظه ورود، خود نمایی می کرد ( آن روزها هنوز به رنگ سفید در نیامده بود و در حال تکمیل شدن بود ). چقدر به آن نزدیک شده بودیم . در همان لحظه ی اول، این سوال در ذهنم آمد که این همه سر و صدا و دشمنی و تحریم بخاطر این؟ (آدم فکر می کنه خبریه . ولی از نزدیک که می بینی متوجه میشی که هیچ خبری نیست !) دستی به دیواره ی پایینی گنبد زدم تا بعدها بتوانم برای بچه ام قسم بخورم .
حضور خارجیان و اللخصوص مهندسان و کارشناسان روسی جلب توجه می کرد. پس از لحظاتی سرگردانی، ما را به سالن کنفرانس نیروگاه راهنمایی کردند. پنجاه شصت متری از گنبد فاصله داشت. یک سالن کوچک L مانند که ماکت های بزرگ و زیبایی از نیروگاه و نیز نحوه عملکرد فنی نیروگاه در آن به نمایش در آمده بود.

کنار سالن کنفرانس نیروگاه
(عکس با دوربین یکبارمصرف (FREE ) گرفته شده)

سالن کنفرانس ( عکس جدید اینترنتی )
یکی از مدیران ارشد نیروگاه دقایقی را برای ما سخنرانی کرد و بعد نیز به سوالات ما پاسخ داد. همچنین در جواب سوال من که پرسیده بودم آیا این تمهیدات دفاعی، برای دفاع از نیروگاه کافیست ؟ اینگونه پاسخ دادند که: این امکانات دفاعی و بازدارنده فقط برای جلوگیری از حملات تروریستی و نیز حملات قدرت های منطقه ای همچون هند و پاکستان و............... پیش بینی شده و الا اگر قدرت های فرامنطقه ای اراده کنند این توانایی را خواهند داشت که از همان خاک خودشان با موشکهای بالستیک و نیز بمبها ی خوشه ای، در کسری از ثانیه اینجا را با خاک یکسان کند!
اعتراف شجاعانه و صادقانه ای بود. پس از صحبتهای ایشان، همراه با یکی از کارشناسان ارشد نیروگاه ، بازدیدی از قسمتهای مختلف سایت داشتیم .

همزمان با عید نوروز ، عرضه ی مرغ ارزان قیمت به نرخ تعاونی آغاز شد
شاید جذاب ترین قسمت آن ، حضور در ساختمان محل نصب رآکتور هسته ای بود . ساختمانی که گنبد آن بیش از 2 متر ضخامت داشت ( بتن و فولاد ) و بنا به گفته ی کارشناس ، می توانست در مقابل برخورد عمدی و یا غیر عمدی یک هواپیمای مسافربریِ بزرگ نیز دوام بیاورد . به گفته وی ، پس از راه اندازی نیروگاه ، دیگر پای هیچ آدم ابوالبشری به داخل این ساختمان نخواهد رسید . ( بدلیل تشعشعات شدید هسته ای )
اینگونه که آقای مهندس (کارشناس) می گفت ، ما جزو معدود کسانی بودیم که تا به حال از سایت اصلی که تنها برای افراد خاص و مسئولین قابل دسترسی است دیدن می کردیم و دلیل آن را هماهنگیهای انجام شده قبلی توسط مسئولان و استقبال ویژه مدیران سازمان انرژی اتمی می دانست . ( و البته خوشکلی ما را هم مزید بر علت می دانست )

